هفته اول
هفته اول مدرسمون گذشت و تو این هفته من دوستای جدیدی هم پیدا کردم.
چه روزایی شده : صبح زود باید از خواب بیدار شم تا به سرویس برسم بعد هم ظهر این اقای ملکی راننده سرویس اونقد مارو تو کوچه پس کوچه ها می چرحونه که حوصلم سر میره میرسم خونه اول نهار بعد مشق و فقط ۴۵ دقیقه کامپیوتر که حالا دارم وضعیت قرمز ۲ رو تموم می کنم. البته شب هم ۴۵ دقیقه. میگفتن کلاس اولی فکر نمیکردم اینقد دردسر داشته باشه.
خب دیگه اینجام جا داره از دوستام علیرضا و عطیه از کویت و همچنین اون دوسم عطیه از پاکستان و خونوادشون بتشکرم که از اونور خاک و اب ایران به سایتم سرزدن . عطیه خانم ما که ایران اومدی ندیدیمت؟ و همچنین عطیه و علیرضا از کویت هم شما حالا حالا ها باید دفتر نقاشی بخونین
شوخیدم ایشالا دو سال دیگه.





تازه همسايه اون دندونم هم دق کرده فکر کنم تا چند روز ديگه اونم رفتنی باشه . حالا چيکار کنم همه بهم ميگن محمد بی دندون افتاد تو قندون 
کيهان دوستت دارم